فرهنگ سلوک

تقوا اصل و اساس پیشرفت

اسلاید شو

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زیبا» ثبت شده است

ماجرایی عجیب و تکان دهنده از تفحص شهدا

اوایل سال ۷۲ بود و گرمای فکه …

در منطقه ی عملیاتی والفجر مقدماتی ، بین کانال اول و دوم مشغول کار بودیم .

چند روزی می شد که شهید پیدا نکرده بودیم .هر روز صبح زیارت عاشورا می خواندیم و کار راشروع می کردیم .
 
گره مشکل را ، در کار خود می جستیم .

مطمئن بودیم که در توسل هایمان اشکالی وجود دارد….

آن روز صبح ،کسی که زیارت عاشورا می خواند توسلی پیدا کرده بود به امام رضا “علیه السلام”.
 
شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات او . می خواند و همه زار زار گریه می کردیم .

در این میان مداحی ،از امام رضا طلب کرد که دست ما را خالی برنگرداند ….   ما که در این دنیا همه ی خواسته و خواهشمان؛فقط بازگرداندن این شهدا به آغوش خانواده هایشان است و…..
 
هنگام غروب بود و دم تعطیل کردن کار و برگشتن به مقر . دیگر داشتیم ناامید می شدیم . خورشید می رفت تا پنهان شود.

آخرین بیل ها که در زمین فرو رفت ، تکه ای لباس توجهمان را جلب کرد.

همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند،  با احترام و قداست شهید را از خاک در آوردیم
 
روزی ای بود که نصیبمان شده بود. شهیدی؛ آرام خفته به خاک .

یکی از جیب های   پیراهن نظامی اش را که باز کردیم تا کارت شناسائی و مدارکش را خارج کنیم،  

در کمال حیرت و ناباوری دیدیم که یک آئینه ی کوچک،که پشت آن تصویری نقاشی از تمثال امام رضا”علیه السلام” نقش بسته ،به چشم می خورد. از آن   آئینه هائی که در مشهد،اطراف ضریح مطهر می فروشند.

گریه مان در آمد.همه اشک  می ریختند.

جالب تر و سوزناک تر از همه ،زمانی بود که از روی کارت شناسائی اش فهمیدیم نامش “سید رضا ” است .شور و حال عجیبی بر بچه ها حکمفرما شد.
 
ذکر صلوات و جاری شدن اشک ؛ کمترین چیز بود….

شهید را که به شهرستان ورامین بردند،بچه ها رفتند پهلوی مادرش تا سرّ ِ   این مسئله را دریابند . مادر بدون اینکه اطلاعی از این امر داشته باشد ،گفت :

” پسر من علاقه و ارادت خاصی به حضرت امام رضا “علیه السلام” داشت….”
 

یکی از خصوصیات و ویژگی های شهدا این بود که ارادات و توسل خاصی به ائمه اطهار داشتند . در جبهه و جنگ نیز مراسمات مذهبی و توسل به اهل بیت علیهم السلام را فراموش نمی کردند .

و با همین راز و نیاز ها بود که توانستند با دست خالی در مقابل کل مستکبرین دنیا مقاومت کنند و هیچگاه از جنگ و جهاد مایوس و خسته نشوند .

شادی روح مطهرشان صلوات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت

روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ ایامِ اربعین _ حاج مهدی سماواتی


زنده‌ی جاوید کیست کشته‌ی شمشیر دوست

که آب حیات قلوب ، در دم شمشیر اوست

 

گر بشکافی هنوز ، خاک شهیدان عشق

آید از آن کشتگان زمزمه‌ ی ، دوست دوست

 

عاشق دیدار دوست ، اوست که هم‌چون حسین

زردی رخسار او ، سرخ زخون گلوست

 

عاشق وارسته را با سر وسامان چه کار

قصه‌ی ناموس و عشق صحبت سنگ وسبوست

 

دوست به شمشیر اگر پاره کند پیکرش

منت شمشیر دوست بر بدنش مو به موست

 

گر به اسیری برند عترت او دشمنان

هرچه زدشمن براو، دوست پسندد نکوست

 

شاعر : فؤاد کرمانی

 

*گفت آقا از این سفر حذر کن . گفت : جدم رسول خدا رو دیدم به من فرمود : حسین جان! " اُخْرُجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاکَ قَتِیلًا" ... گفت : پس این زن و بچه رو با خودت نبر ، فرمود : جدم رسول خدا فرموده : "إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهُنَّ سَبَایَا ...خدا میخواد اینهارو اسیر ببینه ...

 

 روز اربعین و شب جمعهِ و شب زیارتی ابی عبدالله ، دلا بره کربلا ، فرمودند : اگه نتونستید کربلا برید و دلتون هوای کربلا کرد ، متوجه قبر شش گوشۀ عزیز فاطمه بشین ، سه مرتبه بگین :

 

صَلَّ الله علیک یا اباعبدالله ...

 

اول زائر امروز جابرِِ ، تو آب فرات غسل کرد ، اومد کنار قبر ابی عبدالله ، هی صدا میزنه: " حبیبی یا حسین" جواب نمیشنوه ، چی شده آقا؟ دوست جواب دوستش رو نمیده ؟ خودش جواب خودش رو داد ، چگونه جواب بده ، آقایی که بین سر و نازنین بدنش جدایی اُفتاده ...

حسین .......

 

شنید صدای زنگ قافله داره میاد ، گفت: عطیه برو ببین چه خبره ؟ رفت ، برگشت ، صدا زد:*

 

زجا برخیز جابر دلبر جانانه می آید

قدم از خانه بیرون نه که صاحبخانه می آید

 

*زینب داره میاد ، امام زین العابدین داره میاد ، کلثوم داره میاد ...*

 

زجا برخیز و خود را کُن مهیا بهر استقبال

که از ره بلبل و شمع و گل و پروانه می آید

 

*تا نزدیک شدن دیگه نگذاشتن شتران رو روی زمین بخوابانند ، مثل برگ خزان ریختند رو زمین ...*

 

هر یکی سوی مزاری می دوید

هر یکی قبری در آغوش می کشید

 

لیک یک بانوی قد خمیده ای

قد خمیده مو پریشان خسته ای

 

گفت یارب من چه سازم یا کریم

رو سوی قبر که سازم یا رحیم

 

ناگهان آمد به خود با شور و شین

دید بنشسته سر قبر حسین ....

 

حسین ....

 

یاحسین زینبت آمد زسفر

بر سر قبر تو ای تشنه جگر

 

آمدم عقده ی دل باز کنم

با تن بی سر تو راز کنم

 

ارغوانی شده رنگ رویم

شد سفید از غم داغت مویم

 

آنچنان رنج اسیری دیدم

سیر از زندگی ام گردیدم

 

*عزیز دلم ، یادم نمیره همین جا بود اومدم شمشیر شکسته ها و نیزه شکسته هارو از روی بدنت کنار زدم ... نازنین بدنت رو دیدم ... پاره پاره ، غرق به خون ، صدا زدم : آیا تو برادر منی !؟ ... حسین من ! *

 

تو را آنروز من نشناختم

اما مرا امروز تو نشناسی ...

 

حسین.....

 

ببین صبر و تحمل تا کجا کرده ام ...

 

* حسین جانم! مگر نه اینکه هر کی سفر میره با خودش سوغات میاره؟ ...*

 

اشک سرخ و چهره زرد و تن کبود و مو سفید

این همه سوغات از شام خراب آورده ام

 

*همه ناله بزنیم : حسین .....*

 

زبس نالیده ام ، درون سینه ام

نمانده ناله ای ...

دراین خونین چمن ، برای باغبان

نمانده لاله ای ...

مسیحایی نفس ، به فریادم برس

ندارم جز تو کس ...

 

حبیبی یا حسین ....

 

منم آن باغبان ، که هفتاد و دو گل

به پیشم  چیده اند ...

در این خونین چمن ، به اشک باغبان

همه خندیده اند ...

تو ای مادر بیا ، ببین حال مرا

که افتادم زپا ....

 

حبیبی یا حسین ....

 

هر روز این چهل روز بوده مرا چهل سال

می سوختم همیشه می ساختم هماره ...

 

"السّلام علی قلب زینب الصبور"

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت

مناجات و توسل _ مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف _حاج مهدی سماواتی

 
ای جان جهان ، جهانِ جان ادرکنی
قیوم زمین و آسمان ادرکنی

ای زنده کننده ی مسیحا الغوث
یا مهدی صاحب الزمان ادرکنی

تا بیفتاد به دامت دل چون بسمل من
نگرانم همه شب تا چه کنی با دل من

به روی دست گرفتم دل بشکسته ی خویش
گر قبولت فتد این هدیه ی ناقابل من ...

بشکن انقدر دلم را که به کس رو نکنم
چه بخواهی چه نخواهی زتو باشد دل من

بند بندم زنوای تو بُود پُر مهدی
خالی از یاد تو یک دم نبُود محفل من

یا که خوبم کن و یا با بدی من تو بساز
که به هر گونه بُود خیر بُود حاصل من

یا صاحب الزمان ...  یا صاحب الزمان  ...

یا که خوبم کن و یا با بدی من تو بساز
که به هر گونه بُود خیر بُود حاصل من


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت

مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف _ شب عاشورا محرم 95 _ حاج محمد طاهری

 
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها
وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

بسم الله الرحمن الرحیم
"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ
و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"


به بزم ماتم جدت بیا اباصالح
به زیر پرچم جدت بیا اباصالح

به اشک چشم محبان سیدالشهدا
که ریخت در غم جدت بیا اباصالح

هنوز خون گلوی حسین می جوشد
به حرمت دم جدت بیا اباصالح

چقدر خجلت بابا زکودکش سخت ست
به اشک نم نم جدت بیا اباصالح

به لحظه ای که به زانو کشان کشان آمد
کنار علقمه جدت بیا اباصالح

قسم به غربت شیب الخضیب کرببلا
به ذبح اعظم جدت بیا اباصالح .....

به جابه جا شدن آیه های یک سوره
به جسم درهم جدت بیا بیا اباصالح

یکی لباس تنش برده و یکی دیگر
ربوده خاتم جدش بیا بیا اباصالح ....


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت