اسکرول بار

>
اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دریافت کد حدیث تصادفی

اسلاید شو

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زیارت» ثبت شده است

به زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام ملتزم شوید!

به زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام ملتزم شوید!

جهت رفع گرفتاری‌ها و نگرانی‌ها

شخصی می‌گفت در خواب به من گفتند به مردم بگو:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت
سخنان استاد فاطمی نیا درباره زیارت جامعه کبیره و امام هادی علیه السلام  قسمت اول

سخنان استاد فاطمی نیا درباره زیارت جامعه کبیره و امام هادی علیه السلام قسمت اول

معرفت مراتب دارد. در بین اصحاب خود امیرالمؤمنین هم، ابن عباس یک شاگرد بود، کمیل یک شاگرد بود، عمّار یاسر یک شاگرد بود و میثم تمّار هم یک شاگرد. یا رسول خدا در بین اصحابشان آیا با همه یکسان برخورد می‌کردند؟ همه‌شان را می‌شناختند و به اندازه‌ی ظرفیتشان با آنها حرف می‌زدند. شتربانی به امام صادق سلام‌الله‌علیه می‌گوید که یک نصیحتی بکنید. حضرت می‌فرماید: «عَلَیْکَ بِالصِّدْقِ الْحَدیثِ»؛ وقتی حرف می‌زنی راست بگو. خوب این حرف بزرگی است، ولی ساده است. اما وقتی یک عالم بزرگی می‌رود پیش امام صادق علیه‌السلام. دیگر حضرت آن نصیحت را نمی‌گوید و لحنش عوض می‌شود. 

خلاصه شناخت مراتب دارد. «اللّهم عرّفنی حجّتک» یعنی ما اجمالاً بدانیم حضرت هادی علیه‌السلام امام است و معصوم است و متصل به غیب. این معرفت اجمالی است اما درباره‌ی معرفت ابعاد شخصیتی ایشان، من بارها به دوستان گفته‌ام که ما حتی شاگردان این‌ها را نمی‌توانیم بشناسیم.
«زیارت جامعه کبیره» کلمات عجیبی است. بدون اغراق به شما عرض بکنم که تمام کلماتی که ما در متون در مورد امام‌شناسی داریم، لااقل می‌توانیم بگوییم که این زیارت مکمل آنها است. اگر این زیارت نباشد، واقعاً خیلی از مقامات ائمه را ما متوجه نمی‌شویم.

حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «لا یُقْبَلُ اللهُ عَمَلاً الاّ بِالمَعرِفَة»؛ خدا عملی را نمی‌پذیرد مگر با معرفت. بعد می‌فرمایند: «و لا معرفةٌ الاّ بِالعَمَلِ»؛ معرفتی حاصل نمی‌شود مگر با عمل. اگر سطحی نگاه کنیم، دور لازم است: من چه‌کار کنم که بامعرفت شوم؟ عمل کنم. حال چه‌کار کنم که عملم مؤثر شود؟ معرفت داشته باشم. باز چه‌کار کنم که معرفت داشته باشم؟ عمل کنم.

اما این دور چگونه شکسته می‌شود؟ این‌طور شکسته می‌شود که مقصود از معرفت، یک معرفت اجمالی است و نه معرفت تفصیلی. این‌جا حضرت مقصودش معرفت اجمالی است. خدا این سرمایه‌ی اولیه را به ما داده است. خدا به ما عقل و هوش داده و انبیاء و ائمه را فرستاده است. در نماز چه می‌گوییم؟ «إیّاک نَعبُدُ». این یک دریا حرف است که تو پیامبر فرستادی و گفتی نماز بخوانیم، اما بلافاصله پشت سرش می‌گوید: «إیّاک نَستَعینُ». یک بهانه دست خدا بدهید، بقیه‌‌اش را مرحمت می‌کند.

بنابراین فقط با عمل و با تطهیر باطن و تطهیر نفس است و غیر از این هم راهی نیست. هرچه هم عمل به وظیفه کنیم، این معرفت بیشتر می‌شود. این را عرفای اهل دانش مثال زده‌اند که اگر یک فانوس دستمان بگیریم، این فانوس بیست متر جلوی ما را روشن می‌کند. وقتی این بیست متر را می‌رویم، بیست متر دیگر روشن می‌شود. یعنی عمل است و نور و نور است و عمل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت

کیفیت زیارت جابر بن عبدالله انصاری در اربعین سیدالشهدا _ویژه اربعین _استاد فاطمی نیا

زیارت جابر که اربعین آمد زیارت سیدالشهدا،این تصادفی نبود که از اونجا رد میشد گفت حالا یه سری هم بریم کربلا؛این علائم ایمان که امام عسگری علیه السلام میفرمایند:از علائم شیعیان ومومنین زیارت اربعینه،جابر رو این حساب آمده بود کربلا،من بچه بودم در تبریز،پای منابر که مینشستم زیاد میشنیدم که جابر یه غلامی داشت به نام عطیه،بعد متوجه شدم که عطیه از علمای زمانش بوده،غلام جابر نبوده،با جابر یه صداقتی(دوستی)داشته،از او کمک خواسته که به من کمک کن من زیارت اربعین برم؛عطیه گفت:من دستش رو گرفتم،عطیه میگه من جابر رو تماشا کردم ببینم این آدمی که مدت مدیدی با پیامبر اکرم بوده،با اهلبیت بوده،میگه دیدم دهانش پر است از تهلیل و تسبیح خدا،رسیدیم به یه شریعه ای،گفت:عطیه به من کمک کن که من اینجا غسل به جا بیارم،غسل به جا آورد،لباس های پاکیزه ای به تن کرد و باز دیدم با تهلیل و تقدیس خدا به طرف قبر منور حرکت میکنه،حالا اینجا صحبت است از اینکه بعضی میگن جابر نابینا شده بود،بعضی میگن نشده بود. حالا بر ما ثابت نشده که نابینا بوده،یکی از عللی که میگن نابینا شده بود اینه که به عطیه میگه دست من را بر روی قبر بگذار،اینم دلیل نابیناییش میگیرن که اینم دلیل نمیشه،امکان داره اونقدر پیر بوده،ضعیف بوده،حرکات دست کند بوده...اینا هیچ کدوم دلیل نابینایی نمیشه؛اگرم نابینا بوده حالا مشکلی نیست...غرض اینکه عطیه میگه به من گفت که دست من را بگذار روی قبر؛میگه دست من را گرفت گذاشت روی قبر شریف،تفسیر حرفش این است که میگوید نمیدانم چه رابطه ای بود بین این تربت و جان سوخته ی این پیرمرد" همین که دست بر روی تربت گذاشت شروع کرد به گریه کردن،اینقدر گریه کرد تا از حال رفت،میگوید رفتم آب آوردم پاشیدم بر روی صورتش تا به حال اولی برگشت،دیدم داره یه نجوایی میکنه با ابی عبدالله:"حبیب لا یُجیب حبیبه"چرا جواب حبیبتون رو نمیدید؟من دوست شما هستم،من نمیدونم چه حالی به جابر دست داد؟چقدر توی مغز خودش سیر کرد،یاد بچگی های امام حسین افتاد،اون عالم شافعی مینویسد:امام حسین کوچک بود،گریه میکرد،صداش تا بیرون کوچه می آمد،پیغمبر اکرم داشت میرفت یه جایی،صدای گریه ی امام حسین علیه السلام رو شنید و برگشت،دخترش رو صدا کرد"الم تَعلمی اَنَّ بکائه یُوذینی؟!" دخترم مگه نمیدونی گریه حسین من رو رنج میده؟چرا آرامش نمیکنی؟شاید جابر میخواست به این معانی اشاره کند حسین جان،تو همان هستی که پیغمبر طاقت شنیدن گریه ات را نداشت..." و بعد علامه مجلسی قدس الله نفسه الزکیه مینویسد:بعد از اینکه گریه کرد و با حضرت درد دل کرد بلند شد ایستاد یه جمله به امام حسین عرض ادب کرد،شما دقت کنید این گفته نمیشود مگر به معصوم و این جمله از دهان هیچ کس غیر از یک شیعه بیرون نمی آید؛آن جمله این بود:

"السلام علیک یاوارث علوم الانبیا" سلام بر تو ای وارث علوم پیامبران،که میتونه جز ابی عبدالله و ائمه ای که از نسل او هستند و جد و پدر و مادر و برادر بزرگوارش،کسی جز اونها استحقاق این جمله را ندارند،بنابراین این زیارت از روی تشیع و اعتقاد بوده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت

فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر