فرهنگ سلوک

تقوا اصل و اساس پیشرفت

اسلاید شو

۷ مطلب با موضوع «شهدا» ثبت شده است

ماجرایی عجیب و تکان دهنده از تفحص شهدا

اوایل سال ۷۲ بود و گرمای فکه …

در منطقه ی عملیاتی والفجر مقدماتی ، بین کانال اول و دوم مشغول کار بودیم .

چند روزی می شد که شهید پیدا نکرده بودیم .هر روز صبح زیارت عاشورا می خواندیم و کار راشروع می کردیم .
 
گره مشکل را ، در کار خود می جستیم .

مطمئن بودیم که در توسل هایمان اشکالی وجود دارد….

آن روز صبح ،کسی که زیارت عاشورا می خواند توسلی پیدا کرده بود به امام رضا “علیه السلام”.
 
شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات او . می خواند و همه زار زار گریه می کردیم .

در این میان مداحی ،از امام رضا طلب کرد که دست ما را خالی برنگرداند ….   ما که در این دنیا همه ی خواسته و خواهشمان؛فقط بازگرداندن این شهدا به آغوش خانواده هایشان است و…..
 
هنگام غروب بود و دم تعطیل کردن کار و برگشتن به مقر . دیگر داشتیم ناامید می شدیم . خورشید می رفت تا پنهان شود.

آخرین بیل ها که در زمین فرو رفت ، تکه ای لباس توجهمان را جلب کرد.

همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند،  با احترام و قداست شهید را از خاک در آوردیم
 
روزی ای بود که نصیبمان شده بود. شهیدی؛ آرام خفته به خاک .

یکی از جیب های   پیراهن نظامی اش را که باز کردیم تا کارت شناسائی و مدارکش را خارج کنیم،  

در کمال حیرت و ناباوری دیدیم که یک آئینه ی کوچک،که پشت آن تصویری نقاشی از تمثال امام رضا”علیه السلام” نقش بسته ،به چشم می خورد. از آن   آئینه هائی که در مشهد،اطراف ضریح مطهر می فروشند.

گریه مان در آمد.همه اشک  می ریختند.

جالب تر و سوزناک تر از همه ،زمانی بود که از روی کارت شناسائی اش فهمیدیم نامش “سید رضا ” است .شور و حال عجیبی بر بچه ها حکمفرما شد.
 
ذکر صلوات و جاری شدن اشک ؛ کمترین چیز بود….

شهید را که به شهرستان ورامین بردند،بچه ها رفتند پهلوی مادرش تا سرّ ِ   این مسئله را دریابند . مادر بدون اینکه اطلاعی از این امر داشته باشد ،گفت :

” پسر من علاقه و ارادت خاصی به حضرت امام رضا “علیه السلام” داشت….”
 

یکی از خصوصیات و ویژگی های شهدا این بود که ارادات و توسل خاصی به ائمه اطهار داشتند . در جبهه و جنگ نیز مراسمات مذهبی و توسل به اهل بیت علیهم السلام را فراموش نمی کردند .

و با همین راز و نیاز ها بود که توانستند با دست خالی در مقابل کل مستکبرین دنیا مقاومت کنند و هیچگاه از جنگ و جهاد مایوس و خسته نشوند .

شادی روح مطهرشان صلوات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت

عکس/ پیکر شیخ فضل الله نوری بالای دار

سرداران فاتح تهران و عناصر استعماری انگلیس از سر سختی شیخ فضل الله نوری به ستوه آمدند و لذا تصمیم گرفتند او را پس از یک دادگاه فرمایشی به قتل رسانند. پس از موافقت سرداران فاتح تهران و مجاهدان چون سپهدار و سردار اسعد، یپرم خان که تنها دو روز بود، به ریاست کل شهربانی منصوب شده بود، حدود 80-70 نفر از مجاهدان مسلح تحت فرمان یپرم در 11 رجب 1327 ق به منزل شیخ فضل الله یورش بردند و او را در ساختمان شهربانی (نظمیه) در میدان توپخانه زندانی کردند. شیخ فضل الله پس از یک باز جویی صوری در حضور 6 نفر به ریاست شیخ ابراهیم زنجانی و با حضور یپرم خان به اعدام محکوم شد و عصر روز 13 رجب 1327 ق در حضور جمعی از مردم در میدان توپخانه به دار کشیده شد. پیکر او را پس از مدتی مخفیانه به قم برده و همان جا به خاک سپرده شد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت
داستان شهدا(5)

داستان شهدا(5)

گفتند:" حسین خرازی را آورده اند بیمارستان."

رفتم عیادت. از تخت آمد پایین، بغلم کرد.

گفت:" دستت چی شده؟ " دستم شکسته بود. گچ گرفته بودمش.

گفتم: " هیچی حاج آقا ! یه ترکش کوچیک خرده، شکسته."

خندید...

گفت: " چه خوب! دست من یه ترکش بزرگ خورده، قطع شده.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت
داستان شهدا(4)

داستان شهدا(4)

همین طور حسین را نگاه می کرد. معلوم بود باورش نشده حسین فرمانده تیپ است. من هم اول که آمده بودم، باورم نشده بود.

حسین آمد، نشست روبه رویش.

گفت: " آزادت می کنم بری." به من گفت: " بهش بگو."

 ترجمه کردم. باز هم معلوم بود باورش نشده.

حسین گفت: "بگو بره خرمشهر، به دوستاش بگه راه فراری نیست، تسلیم بشن. بگه کاری باهاشون نداریم. اذیتشون نمی کنیم ."

خودش بلند شد دست های او را باز کرد.

افسر عراقی می آمد؛ پشت سرش هزار هزار عراقی با زیر پیراهن های سفید که بالای سرشان تکان می داند
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بسیجی امیدوار به شهادت